ماسک کوچک کننده بینی ماسک کوچک کننده بینی
ماسک چندکاره مخصوص بینی
پاک کننده، کوچک کننده و فرم دهنده
تکنیکهای تست‌زنی در کنکور
آموزش ویدیوئی کشف گزینه صحیح
(مهندسی معکوس)
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
یکشنبه 26 اردیبهشت ماه سال 1389

عسل وحشی بوی آزادی می‌دهد
خاک بوی خورشید
دهان زن بوی بنفشه
و طلا هیچ عطری ندارد

بوی آب بوی میخک است
بوی سیب بوی عشق
همه دریافتیم اما، که همیشه خدا
خون فقط بوی خون می‌دهد.

جمعه 6 آذر ماه سال 1388

اونوقته که نمیدونی‌ در مقابل اون همه بزرگی‌ چی‌ کار کنی‌...

کدوم بزرگی‌...؟ حقارت....

پنجشنبه 5 آذر ماه سال 1388

.  

نفهمیدم اصرارت واسه دیدن من بود یا واسه رونق کلاس احمقانت ... ۵ دقیقه تمرکزت کشت من رو ... با آب ...
مطمئناً واسه رونق اون کلاس عجیبت ...
.
.
.
کاش حالم خوب میشد ، خسته‌ام از این مریضی  

.

سه شنبه 3 آذر ماه سال 1388

.

میدانی ، احساس چهار پایی‌ را دارم که میداند بعد از بالا بردن یه بار سنگین با مسافت زیاد ، چیزی جور علوفه زرد و گندیده نصیبش نخواهد شد .
.
.
زندگی‌ را از کفّ داده داده‌ام ... قدرتی‌ بر ادامه این مرگ ثانیه‌هایم نیست ...
.
.
گویا اینبار خدا هم گوشه‌ای نشسته فقط به تماشای ما ، نیش خندی هم نثار می‌کند گهگاهی...

 

شنبه 30 آبان ماه سال 1388

یک مشت سنگینی ، یک مشت گسی، یک مشت حال بد ، یک مشت سوال ، یک مشت زندگی‌ داغون ، یه مشت انتظار ، یک مشت پیغام عجیب ، یه مشت حال بد ، حال بد ،  

.

سه شنبه 26 آبان ماه سال 1388

.  

 کاش اون اتوبان خروجی نداشت.

 

.

سه شنبه 26 آبان ماه سال 1388

من رو تو این هجرت غمگینم بدرقه کن
تموم واژه هارو تو ذهنت دغ دغه کن
بذار تکثیر نگاه تو بشم بانو
اسم حقیرم رو زبونت لق لقه کن 

دیگه انرژی شو ندارم فکر کنم که چرا ؟ فکر کنم که علت اون پیغام چی‌ بود ... شاید تصمیم گرفته شده که له بشم بیشتر از این ... 

 

.

جمعه 22 آبان ماه سال 1388

کاش ..
نه .. اگر ....
نه ... همون کاش ...
هیچی‌ اصلا 
فقط .. 

دلم برای بیکرانیش لک زده ...

همین 

.

پنجشنبه 21 آبان ماه سال 1388

منصفانه نیست، نیست، نیست، نیست منصفانه 

چهارشنبه 20 آبان ماه سال 1388

.

دستم رو به کجای زندگی‌ بگیرم که پوسیده نباشه .  

.

سه شنبه 19 آبان ماه سال 1388

پسرک بی‌ اراده ، احمق ، دهن بین ،زود باور،  بیچاره قصهٔ ما ... 

.

سه شنبه 19 آبان ماه سال 1388

دیگه چیزی به اسم اعتماد به نفس برات نمیمونه وقتی‌ یک خط نوشته تمام افکار و محاسبه ت رو بهم میریزه .
مشکل اونجایی که حتی اراده هم نداری تمومش کنی‌ این ماراتن لعنتی رو .

یعنی‌ واقعا هنوز فکر میکنی‌ راه دیگه‌ای هست ،،،،،

سه شنبه 19 آبان ماه سال 1388

لعنتی 

لعنتی  

لعنتی  

لعنتی  

لعنتی  

لعنتی  

لعنتی  

لعنتی

دوشنبه 18 آبان ماه سال 1388

-می‌شه ... یعنی‌ می‌شه ، او ن تلفن قدیمی‌ لعنتی رو برداری یه پیغام بهم بدی، از من بخوای که همه چی‌ رو برام از اولش تعریف کنی‌ . می‌شه لطفا این کار بکنی‌ .
-می‌شه شما بهش کمک کنین که این کارو بکنه .

.

لطفا . 

 

last request*

دوشنبه 18 آبان ماه سال 1388

امروز یه روز دیگه نبود نقطه  

   1      2      3      4      5      6      7      8      9      10      >>